يوزپلنگانی که با من دويده اند

زمین مال خداست
نویسنده : جمال تیموری - ساعت ٢:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۸
 

 

-        زمین مال خداست

این را مردی گفت که ارّه موتوری روی دوشش بود

-        این رو هم زدم

این را آن دیگری گفت

و شخصی دیگر روی دوش راستش سقوط کرد

و دیگری به چپ

چرا همه درختها به سمت غروب سقوط می کنند؟

*

حالا جسدها قطعه قطعه شدند

-        روی سقف خانه همسایه نیفتد!

-        چرا همسایه باید خانه اش را در مسیر غروب بسازد؟

این را آن دو مرد بهم گفتند

*

و آخری که افتاد

خانه ی ما آوار شد

که گفته بود زمین مال خداست؟

صنوبرها را بردند

اجساد ما را نیز

و حالا تمام زمین مال خداست.

 

24/7/1386     


 
comment نظرات ()

 
باجه
نویسنده : جمال تیموری - ساعت ٤:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱
 

صفر، فیبر، نُه ، نور ، یک ، مسیر ، دو ، جریان ، سه ، رفت ، نُه

باز هم ، دوباره ، صفر ، صبر ، سه ، زنگ ، زنگ ، زنگ ،

دستت را جلو بیاور

فشار بده

من مسیر فیبر نوری را آمده ام

جریان صبرم زنگ می خورد

نمی شنوی؟؟

بردار ...

-         الو...

من همین الان جان سپردم

در الف آوایت

لام همین ثانیه

و واوی که امتدادی از اُ... در خود دارد

-         کیه؟؟؟ ...  چرا حرف نمی زنی؟

من؟ من تمام کرده ام حرفهایم را

در همان نگاه اولت

-         الو ...

یکجا فروختمش به چشمانت

-         ا... ل ... وووو...

سه ، صفر ، سکوت ، ...

برمیگردم ، نُه ، سه ، دو ، یک ، نُه ، صفر ، ...

-         آقا زودتر ، من کار فوری دارم

. شما بفرمایید ، کار من تمام شد

بر میگردم.

                               23/7/1386


 
comment نظرات ()