يوزپلنگانی که با من دويده اند

تشویش افسار گسیخته ی غزل
نویسنده : جمال تیموری - ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱٩
 

دفترچه ی پاره نیمه جان پرپر شد

خط لای کتاب، ثبتِ شهریور شد

آزاد که شد صدای دل بازی ما

بی شک نفست گرفته و لاغر شد

خوش باش در این پیاله چایی پژمرد

فنجان هیجان ندیده بازیگر شد

دیشب که خرید از نگاهت شب را؟

آرایش چهره ات کمی کمتر شد!

چرتم نپرید از سر شانه ی تو

دستم که شکست پای نیلوفر شد

تشویش ز گوشه ی خیالم سر رفت

پروانه شبِ ماهِ عسل مادر شد

اینجا غمِ نان شریکِ موروثی ماست

لب وا نشده هجومِ خاکستر شد

دیوار نشست دورِ آلونکِ ما

زندانِ هزار و سیصد و آذر شد

من روزِ تولدم تو را خنداندم

تا قصه ی مرگِ من تو را باور شد.

                       

        یکشنبه ۱۹/۳/۱۳۸۷

 

 


 
comment نظرات ()