يوزپلنگانی که با من دويده اند

باجه
نویسنده : جمال تیموری - ساعت ٤:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱
 

صفر، فیبر، نُه ، نور ، یک ، مسیر ، دو ، جریان ، سه ، رفت ، نُه

باز هم ، دوباره ، صفر ، صبر ، سه ، زنگ ، زنگ ، زنگ ،

دستت را جلو بیاور

فشار بده

من مسیر فیبر نوری را آمده ام

جریان صبرم زنگ می خورد

نمی شنوی؟؟

بردار ...

-         الو...

من همین الان جان سپردم

در الف آوایت

لام همین ثانیه

و واوی که امتدادی از اُ... در خود دارد

-         کیه؟؟؟ ...  چرا حرف نمی زنی؟

من؟ من تمام کرده ام حرفهایم را

در همان نگاه اولت

-         الو ...

یکجا فروختمش به چشمانت

-         ا... ل ... وووو...

سه ، صفر ، سکوت ، ...

برمیگردم ، نُه ، سه ، دو ، یک ، نُه ، صفر ، ...

-         آقا زودتر ، من کار فوری دارم

. شما بفرمایید ، کار من تمام شد

بر میگردم.

                               23/7/1386


 
comment نظرات ()