يوزپلنگانی که با من دويده اند

عشق بازی با غزل لای کاغذ کاهی
نویسنده : جمال تیموری - ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٧
 

اینجا دوبار پیشِ تو بی حال می شوم

از آه های پشتِ همت بال می شوم

پرواز می کنی ز شیاری هراس گون

پرواز می کنم رمِ رمال می شوم

تا اوجِ دلرباییِ رخوت پذیر ِتن

بی هیچ ناله ای تبِ آمال می شوم

من لابلای رفت و گریزت در آمدم

دریا که موج شد شبحِِ وال می شوم

اینجا کجای ماست که اینگونه ساکت است!

با هر گلوله ی نفست خال می شوم؟

با لرزشی خفیف در این تیره روز ِ شب

بر گُرده های بی رمقت یال می شوم

از سی نه ی نحیف و نمِ لیسه های تو

سیبی بزرگ بر تنه ای کال می شوم

نازم که می کنی سرِ بیتی ز شعرِِمن

می پاشَدَم برون و غزل،فال می شوم

٢٢/٢/١٣٨٧

 


 
comment نظرات ()