عشق بازی با غزل لای کاغذ کاهی

اینجا دوبار پیشِ تو بی حال می شوم

از آه های پشتِ همت بال می شوم

پرواز می کنی ز شیاری هراس گون

پرواز می کنم رمِ رمال می شوم

تا اوجِ دلرباییِ رخوت پذیر ِتن

بی هیچ ناله ای تبِ آمال می شوم

من لابلای رفت و گریزت در آمدم

دریا که موج شد شبحِِ وال می شوم

اینجا کجای ماست که اینگونه ساکت است!

با هر گلوله ی نفست خال می شوم؟

با لرزشی خفیف در این تیره روز ِ شب

بر گُرده های بی رمقت یال می شوم

از سی نه ی نحیف و نمِ لیسه های تو

سیبی بزرگ بر تنه ای کال می شوم

نازم که می کنی سرِ بیتی ز شعرِِمن

می پاشَدَم برون و غزل،فال می شوم

٢٢/٢/١٣٨٧

 

/ 20 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
همیلا

اینجا کجای ماست که اینگونه ساکت است! با هر گلوله ی نفست خال می شوم؟ دست خوش یا علی

زهرا موسایی

سلام جناب تیموری غزل زیباتون رو خوندم . اینجا دوبار پیشِ تو بی حال می شوم از آه های پشتِ همت بال می شوم خیلی قشنگ بود . اما باید بگم از شعر "پاهایم را از کاسه در اورید "بیشتر لذت بردم .خیلی زیبا نوشتید . ممنون که دعوتم کردید .

خواجات

در پیش شعر شما با دو صد سخن با این زبان شش وجبی لال می شوم

قافیه

سلام از آشناییتان خوشوقتم در آینده بیشتر خواهم اموخت فعلا...

هورمزد يعقوبي نژاد

سلام. به روزم

ری را

از شعرت خوشم نیامد به نظرم بیشتر به هذیان هائی اروتیک شبیه بود تا شعر. از نظر ظاهر هم بعضی عبارات بی معنی بودند مثل : /می پاشدم برون/نازم که می کنی سر بیتی/ ... از نظر وزن شعر در جاهائی مشکل داشت : /دریا که موج شد شبح .../ خواندن بعضی عبارات برای زبان سخت بود : /بی هیچ ناله ای/ از آه های /موج شد شبح / .....

لیلا

حرفی نمانده است برای نوازشم انگار واژه ها همه تبخال می شود...

نازنین

[گل]ღ☆ஜღ[گل] ღ☆ஜღ [گل] [گل]ღ☆ஜღ[گل] ღ☆ஜღ [گل] ســـــــــــــــــلام خوبی؟ وبلاگ فریــــــــاد عـشـــــــــق بـــه روز شـــــــد منتظــــــــر حضــــــور پــــــرمهرتـــــم [گل]ღ☆ஜღ[گل] ღ☆ஜღ [گل] [گل]ღ☆ஜღ[گل] ღ☆ஜღ [گل]

لاله

اینجا کجای ماست که اینگونه ساکت است! با هر گلوله ی نفست خال می شوم؟