تشویش افسار گسیخته ی غزل

دفترچه ی پاره نیمه جان پرپر شد

خط لای کتاب، ثبتِ شهریور شد

آزاد که شد صدای دل بازی ما

بی شک نفست گرفته و لاغر شد

خوش باش در این پیاله چایی پژمرد

فنجان هیجان ندیده بازیگر شد

دیشب که خرید از نگاهت شب را؟

آرایش چهره ات کمی کمتر شد!

چرتم نپرید از سر شانه ی تو

دستم که شکست پای نیلوفر شد

تشویش ز گوشه ی خیالم سر رفت

پروانه شبِ ماهِ عسل مادر شد

اینجا غمِ نان شریکِ موروثی ماست

لب وا نشده هجومِ خاکستر شد

دیوار نشست دورِ آلونکِ ما

زندانِ هزار و سیصد و آذر شد

من روزِ تولدم تو را خنداندم

تا قصه ی مرگِ من تو را باور شد.

                       

        یکشنبه ۱۹/۳/۱۳۸۷

 

 

/ 16 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لاله

زيبا بود مخصوصاً ابيات پاياني... مثل؛ دیشب که خرید از نگاهت شب را؟ آرایش چهره ات کمی کمتر شد! يا اين سه بيت؛ تشویش ز گوشه ی خیالم سر رفت پروانه شبِ ماهِ عسل مادر شد اینجا غمِ نان شریکِ موروثی ماست لب وا نشده هجومِ خاکستر شد دیوار نشست دورِ آلونکِ ما زندانِ هزار و سیصد و آذر شد موفق باشي...[گل][دست]

مصطفا فخرایی

سلام عزیز! ممنون از حضور سبزتان و نظر لطفتان. شعر زیبایی بود .لذت بردم.

نیلوفر

سلام دوست خوبم .با توجه به اینکه من 10 ماه بیشتر نیست که مینویسم ،شعرامو برسی کنید . شعراتون محشره من خیلی دوسشون دارم .موفق باشید و سبز بمانید .

مهشید

از اینکه منو مورد لطف خودتون قرار دادین ممنونم

مهشید

از اینکه منو مورد لطف خودتون قرار دادین ممنونم

sohrab

سلام از حضور گرمتان ممنونم شعرهایتان خیلی زیباست.[گل]

محمد فضلي

زمان سرد است. تو نيز از اين سردي روي بر مگردان. بگذار سرما استخوانهايت را منجمد سازد. بگذار اندامت بيرحمانه بخشكد تا بار ديگر روحت به طغيان درآيد و هستي را دگرگون سازد.

عکاس

سلام ممنون از حضور شما فکر میکنم (البته ببخشید)دایره واژگانی شما ضعیف است. و کلمات نمیتونن آنچیزی که در ذهن شماست را بیان کنن. ولی اندیشه و ذهنیت خوبی دارید. موفق باشبد.

شیما

سلام.جالب بود.تبریکککککککککککککککککککک[لبخند][چشمک][لبخند]